تبليغاتX
2gangsters

2gangsters

:)

حرفای کروبی گاهی جذابه.(این قضیه ی ماهی هفتاد تومان پول دادنش بماند که برای دور هم خندیدن خوبه).فیلمش کمتر از موسوی پوپولیستی بود.تیمش امیدوارکننده است.اما کروبی چه طور می خواد با نیروی غالب فعلی که  و ا. در رأسشند مقابله کنه؟ اصلا" مسأله اینه که حرفاش بوی مقابله میده.مقابله جذابه و برای مردم مخالف امیدوارکننده.اما به نظر من تو وضعیت فعلی باید تعامل و معامله کرد،نه مقابله!باید با بخش اصولگرای مخالف ا. اجماع کرد.این شاید خیلی زور داشته باشه اما راه مطمئن ترییه. باید فضا رو به ضرر این گروه تندروی فعلی کرد.اصلاح طلبا دست تنها امکانشو به احتمال زیاد ندارن.

اینها درگیری های ذهن یک نویده در آستانه ی انتخابات بود.چون خیلی ها میگن این موسوی که یه پا اصولگراست.کروبی که خیلی حرفاش نزدیک تره به اصلاحات. اتفاقا" به نظر من این خوبه که موسوی حمایت معتدل های اصولگرا رو داشته باشه.من دنبال همچین آدمیم. 

پ.ن :

جامعه ی آماری هممون خیلی محدوده.نمیشه فهمید جو غالب به نفع کیه. دور و برم می بینم آدمایی که همیشه تحریمی بودند اما این بار می خوان رأی بدن. یعنی ممکنه جمعیت خاموش اپوزیست بیاد رأی بده؟نمیدونم چرا بدبینم. به نظر من دوباره ا. رأی میاره.و این یعنی خداحافظ مملکت آبا و اجدادی.چون احساس قهرمان بودن و منتخب مردم و امام زمان بودن از گذشته هم هیجان زده ترش میکنه و رئیس جمهور هیجان زده خیلی خطرناکه.

اینها هم جوگیری های احساسی بنده در آستانه ی انتخابات بود.

حرفی نیست.به قول برادران صداوسیما وعده ی ما پای صندوق های رأی..

 

نویده


@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

خیلی عصبانیم !

اینجا اولین جایی که به نت رسیدم و یک کیبورد دارم که همه ی دکمه هاش سالم هستن .

قصد نوشتن نداشتم چون واقعا ذهنم انسجام نداشت  ... اما به دلایل شخصی که برای خودم و خودش* واضحه حتی بی انسجام را هم می نویسم .

می گن زود تن صدات میره بالا پس به درد بحث نمی خوری .

راستش تن صدام بالا هست .. کلا .. این چیز عجیبی نیست .

اما عجیب اینجاس که تحریکت می کنن..صدات می ره بالا ..به خاطر اونا..بعد می گن بهتر نیست صدات رو بیاری پایین ..........

یه راه وجود داره ... دیگه در نظرشون نگیری .

از این پس در مجامعی که یه درصد احتمال بحث** وجود داره پنبه در گوش می گذاریم . :)

یوووووووووووووهوووووووووووو

دیگه عصبانی نیستم ...

*دوسٍت دارم خودش :* باور کن !

**از نوع الکیش که با بغض پیش میره ، هیچ حرکت رو به جلویی نداره و بحث من دردی از کسی دوا نمی کنه فعلا برای خودم ممنوع ! این یعنی که هرکی پایه ست و اعصاب زیادی داره این کار را بکنه! :دی

"تو رو خدا پست منو"

فاطمه


 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 14:16  توسط ف.س + ن.م  | 

از زمانی که با شبکه ی KBS آشنا شدم افق های تازه ای در زندگی ام گشوده شد. این کانال متعلق به سرزمین کره ی جنوبی است. آشنایی با این قوم و قبیله بسی باعث افتخار من بوده است. کره ی جنوبی ها سریال نمی سازند ،نوعی هلو تولید می کنند! در این دور و بر این احساس و نظر فقط به من تعلق دارد، نزدیکان و آشنایان متعجب اند و انگشت به دهان که در این چشم بادامی ها چه یافته ام. کار بدانجا رسیده که خودم هم این سوال را از خود می پرسم. کره ی جنوبی ها نازند، ساده اند، احمق اند، کم حرف می زنند و زیبایی شناسی جالبی دارند. هیچ چیز خاصی ندارند ،اما خاص اند.همین.

 

 نویده

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

سخته خیلی سخته که بدونی دردت چیه و سخت تر اینکه خیال کنی دردت هیچ درمونی نداره ....

ما ساعت ها وقتمون را بدون اینکه بهشون حتی دقیقه ای فکر کنیم سپری میکنیم .. متاسفم.

درسته ، آدما عوض می شن اما خیلییام هستن که عوض نمی شن .. 

امروز بعد از مدت ها رفتم یه کلاس متفاوت،دوسش داشتم..


فاطمه


+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:31  توسط ف.س + ن.م  | 

به زبان مادري صحبت مي كنيم. خدايي رو مي پرستيم كه ارث مشترك پدرانمونه. زندگي اي رو ميگذرونيم كه چند تا روش بيشتر نداره.گاهي منطقي و عقل گراترين آدم دنيا به نظر ميايم و گاهي سرتاپامون رو احساس محض كنترل مي كنه. يه وقتي راديكال و تغييرطلبيم..يه وقتي محافظه کار و بدبین. همه، لحظه هايي رو تجربه مي كنيم كه تو اين توهميم كه فقط ماييم كه دچارشونيم اما پيشنيان و پسينيان،همه مبتلاش شده اند و خواهند شد.فقط يه چيز عجيبه..اينكه همه،همديگرو نمي فهميم. يعني نمي فهميم همو. يعني..نمي فهميم.

باتشكر

 

پ.ن۱:
ديد و بازديد عيد رو خزعبل ترين رسم و ميراث فرهنگيمون اعلام مي كنم.

 

پ.ن۲ :

زندگي زيباست.

(اين براي خوشامد دوستان و كار فرهنگي مثبت كردن مي باشد)

 

نويده

  &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

ازم خواست که قوي باشم ، عوض نشم

اشتباه مي کرد چون بايد عوض شم تا قوي شم

نويده اين پست من را بيخيال شو قول مي دم جبران کنم

فاطمه

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 11:19  توسط ف.س + ن.م  | 

دلم مي خواد دستت رو صميمانه فشار بدم و آروم سرم رو نزديك سرت بيارم و تو گوشت زمزمه كنم : ميدونم زندگي سخته..ميدونم دليلايي كه براي زندگي كردن داريم بوي جبر ميده..اما مسأله اينه كه راه دومي وجود نداره. بيا سعي كنيم هرجوريه يه كاريش بكنيم . بيا ازادا درآوردن قوي بودن شروع كنيم تا به اصل و اوريجينالش برسيم.بيا نترسيم ، تا اونجايي كه آدم بودنمون اجازه ميده نترسيم و جلو بريم .بيا درد رو گاهي تو دلمون خفه كنيم.بيا نترسيم و زل بزنيم تو چشماي بي حياي زندگي!

در اين لحظه ي تاريخي دلم مي خواد يك دوست عزيزي بياد و يه چك بزنه تو صورتم تا باورم شه اين منم كه مي خوام اينا رو تو گوش يكي ديگه بگم؟!اوه..ما آدما عوض ميشيم رفيق.همين.

نويده

-------------------------------------------------------------------------------------------

کمی به دور و برمان نگاه کنیم . حتی خودمان.

خرمان که از پل گذشت آنطرف پل را زود فراموش می کنیم .

:)

فاطمه

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 19:49  توسط ف.س + ن.م  | 


روز ها به معمولی ترین حالت ممکن می گذرد و این می تواند بزرگترین حادثه ی زندگی من باشد .

همیشه از چیزهایی در زندگی ام رنج می بردم .

حالا در این روز های معمولی خیلی راحت آن را بازگو می کنم .

شاید این رنج کاهش یابد .

 (این همیشه برای زیبایی متن آمده است چون هیچ " هیچ و همیشه ای" نداریم جز همین هیچی که دارد توضیح می دهد هیچ" هیچ وهمیشه ای" نداریم.)

عجیب است که هر بار که شروع به نوشتن می کنم یاد پست حبیب* می افتم که خیلی منطقی نوع وبلاگ نویسی الان من را به گند کشیده بود . اما مهم نیست یک بار برای همیشه خیال می کنم هیچ وقت آن را نخوانده ام و با خیال راحت می نویسم .

مهم نیست چه کسی رئیس جمهور آینده شود مهم این است که به فکر مردم باشد چپ و راست نمی خواهیم تغییر می خواهیم.

گمان می کنم من هم تغییر کرده ام و این اتفاقی نبوده است و هر کس تغییر را تقبیح می کند بی شک فریب خورده ای ریا کار است.

*در اینجا می توانید آن پست را مطالعه کنید.

http://nafir.blogsky.com/1385/11/28/post-27/

 

 

فاطمه

 

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

صحنه ی اول :

کمی دورتر از شما آدم هایی چه چه می زنند که اگر کمی بدشانس بودند و در جایگاه  به نسبت ممتاز فعلیشان نبودند لام تا کامشان سکوت میشد(این ترکیبو خودم ساختم) و تازه ضد همین چه چه هایشان را هم که انجام نمیدادند هیچ ،قدرت زدن توی سر خودشان را هم نداشتند.احمق ها هیچ وقت جرأت اعتراف کردن به احمق بودنشون رو ندارن.ما اکثرا" احمقیم.بیا حداقل آدمای شجاعی باشیم.

 

صحنه ی دوم:

خیلی بی ادب و ...(بووووووق) و بی تربیت و ...(بوووووووق) و....(بوووووووووق) است کسی که در این مکان آشغال بریزد.آقا چاردیواری شخصیه اختیارشو دارم.والسلام

*توضیح:بوووووق ها فحش بد هستند.

 

صحنه ی سوم:

دیوانه ها مونولوگ گویی را دوست دارند.تنهایشان بگذاریم.

 

نویده

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 1:26  توسط ف.س + ن.م  | 

مي خوام بيانيه ي خودمو بعد گندي كه زدم اعلام كنم:

نه پشيمونم ، نه لزومي مي بينم كه گريه كنم.

شايد روانشناسا راست مي گن كه به اين فكر كنيم كه آنچه در گذشته انجام داديم ، بهترين كاري بوده كه مي تونستيم.

در هرصورت دنيا بدونه كه در مقابل قانون هاي اون ، من بي قانوني خودمو دارم.

اونقدر خوشحالي سخت شده كه دچار توهم شديم حقمون همينيه كه داريم.شايدم مي ترسيم مأمور عذاب ها به خاطرناسپاسي بياد و جيزمون كنه برا همين ساكت ميشيم.

(لوس ميشه اگه حرف تكراري بزنم؟)..كي ميدونه حقيقت چيه؟..از حقيقتاي شخصي و ساخته ي خودمون حرف نمي زنم ،حقيقت اصيل مستقل از ذهناي ما.شايد سوفسطايي هاي كوچولو راست مي گفتن كه اصلا" وجود نداره.

در هرصورت اعلام مي كنم ،

نه پشيمونم ، نه هيچ چيز ديگه.

والسلام

پ.ن.،هيچي يك جور نمي مونه..اين سرنوشت هممونه

 

 

نويده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 16:25  توسط ف.س + ن.م 

 

هیچ.

اتفاقی در کار نیست.

اینکه افتاده در سرم،

هوای توست.

نویده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 14:1  توسط ف.س + ن.م 

ذهن كثرت گرا شايد چيز غريبي براي يه شرقي باشه . توحيدي كه انگار از نون شب دم زدن ازش برامون واجب تره(بماند كه عمل كردن بهش يه چيز لوكس و تزيينيه برامون) با كثرت گرايي تناقضي نداره..منتها بايد منطق مورب رو بگيري و بري جلو.اينا رو استاد گفت و رفت امريكا كه آدماش براي زندگي كردن با اين عقايد خيلي بهترن. استاد اينا رو گفت و رفت .و من موندم با آدمايي ، و با خودي ،كه اين حرفا براشون سخته...زندگي كردن اين حرفا سخته..زندگي بي دروغ و بي دورويي سخته اينجا استاد..كثرت گرايي در عين توحيدي بودن..اين سخته استاد!

 

نويده

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 19:57  توسط ف.س + ن.م 

 

یک زندگی عوامانه ی مبتذل..این بیشترین چیزیه که می بینم دور و برم و بیشترین چیزیه که مبتلاشم وبیشترین چیزیه که می خوام ازش فرار کنم .

خوشحالم که کلاغ قصه هنوز به خونش نرسیده،شاید هنوز وقت داشته باشیم.

شما بودین وقتی خدا نماینده های تام الاختیار خودشو برا زمین خودش ،زمین خدا انتخاب کرد؟من که نبودم.                                                                                                                                    پس به سلامتیه هفتاد هشتاد ملیون ایرانی.

 

یک زندگی عوامانه ی مبتذل..فرار کنید!..این بیماری مسری است.

 

نویده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 14:30  توسط ف.س + ن.م 

آدما دو دسته ان،

اونايي كه مي سوزن و مي سازن

اونايي كه مي سوزن، اما نمي سازن.

 

 

گاهي ، اينكه هر چه قدرم بري جلو باز آدمت رو نمي شناسي ترسناكه..تو آدماي زندگيت رو مي شناسي؟

رو چه حسابي قضاوت مي كنيم؟ مساله اينه كه اين قضاوتا بخش مهمي از زندگي ميشن.همین.

 

 

اي كاش مي شد برا يك دقيقه همه مردم دنيا خفقان مي گرفتن..دلم ميخواد اين دنيا رو "ساكت" ببينم..

با تشكر..يك عضو كوچك از جامعه ي جهاني.

 

 

دسته ي اول ، دسته ي دوم رو احمق تلقي مي كنن.

 

 

نویده

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 21:11  توسط ف.س + ن.م