تبليغاتX
2gangsters

2gangsters

لطفا" با لبخند و بی خیالی وارد شوید

گاهي نبايد تو را آلوده ي ادبيات كرد!.. آلوده ي واژه ها كه گاه بوي خيانت مي دهند!..البته تقصير از آنها نيست،گنجايش عبارات و واژه ها در حدي نيست كه اين همه را در خود جاي دهند!...

بزرگداشت تو را در سكوت بايد برگزار كرد!..سكوت عمق دارد،سكوت سوز دارد!..

مي خواهم تمام شمع ها را نذر خواب ديدنت روشن كنم!.. نذر ديدن خنده اي كه هميشه در چشم هايت داري...
آخ كه چه چشمان شوخ طبعي داري تو!...

و من، هميشه،عاشق هنرمنديت در پنهان كردن اندوه اين چشم هاي مرموزم....

مطمئنم از اينكه تو را افسانه كنند بيزاري!..از اينكه با آب و تاب قصه ات را در كتاب هاي قطور چاپ كنند هيچ دل خوشي نداري...
قول مي دهم دلم پا به پاي تو بگيرد و بهانه ي سادگي هايي را بگيرد كه تو بين ما رسم كرده اي..


چند بار خواستم مطلبي را كه از تو در آن نوشته ام تمام كنم..اما نشد!..
نمي توان از تو گفت و تمام گفت...
پس بگذار اين جمله هاي بي سر و ته را ناتمام بگذارم..
بگذار بگذريم!


نويده
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 19:35  توسط ف.س + ن.م  | 

 

سلام بر و بچز !

ما خیلی تلاش کردیم این روزا ب آپیم ! اما نشد ! بد شانسی اینجاس در یه زمان جفتمون اسیر مشکلات فنی شدیم! الان هم از سایت دانشکده در خدمت شما هستیم ! همین دیگه !

فعلا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 9:13  توسط ف.س + ن.م  | 

 

¤ هر آنقدري كه بهر خدمت مردم علم گردد

                                                         بودبهتر از آن قامت كه در محراب خم گردد

¤ سلام،چطورين؟!

¤ هوا گرم شده نه؟!

¤ چندوقتیه دلم می خواد برم سینما یه فیلم کرکر خنده مثل هوو بینم ، اما پا نمیده ، یک تکه نان ر ا

هم دیدم قبلا وگرنه حتما می رفتم ، شما هم اگر نرفتید برید حالا به یه بار دیدنش می ارزه

 یکی در وصفش گفته : یک تکه نان توبه نامه کمال تبریزی برا ی ساخت مارمولک، چی بگم والا ؟!

¤ دلم می خواد از کیک زرد و انرژی اسمش ُ نبر که بدون شک حق مسلم ماست  و خبر های خوش

آقاي رئيس جمهور  هم چیزی بگم اما می دونم انقد از دیشب تا حالا راجع بهش شنیدین که بنده

مراعات حال دوستای خوبم ُ می کنم و دیگه چیزی نمی گم

سبز باشيد      البته نه اينجوري ! 

فاطمه

 ++++++++               +++++++++                +++++++++++                ++++++++++  

دیروز با یکی از دوستان که شاید نخواد هویتش فاش شه رفتیم که مانتو ببینیم..(بگین:خوب؟؟)..بعدش یه مانتو بود رنگش از این شبرنگ جیغا که دل می برن()،مدلشم یه جور گونی بودکه دو تا آستین براش دوختن..لبه هاشم همه ریش ریش..وای مردیم از خنده،برش داشتیم تا من پروش کنم!..رو همون مانتو شلوار تنم پوشیدمش..خانومه مسئول پروم فکر کنم فهمید ما مانتو هاشونو وارد بازی پیچیده ای کردیم(!) بعد هیچی دیگه،..یه کم دیگم به مانتوئه خندیدیم و از مسئولین مانتو فروشی تشکر کردیم که با ما همکاری کردن و نزدنمون و صحنه رو ترک کردیم*...

* به قول فاطمه

نویده 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 13:55  توسط ف.س + ن.م  | 

اول _ امام حسن عسگري(عليه اسلام) سخني دارن با اين مضمون: عبادت تنها در نماز و روزه خلاصه نمي شود،بلكه بخش مهم تر عبادت، انديشيدن در كار خداست

دوم _  IF YOU BELIEVE IN LOVE AT FIRST SIGHT,YOU NEVER STOP LOOKING

اين حرف چيزيه كه خيلي از جووناي ما بهش مبتلان!


سوم_ تجربه،معلم سخت گيريه... اول امتحان مي كنه،بعد درس مي ده..

چهارم _ دلم براي شيطونياي بن لادن تنگ شده!..يه مدت بود سرمونو گرم مي كرد،ازش خبر ندارين رفقا؟

پنجم _ اي بروبچس جيگر مسئول،اي الهي كه من دور زانتياهاتون بگردم،
يه فكري باسه نرخ تاكسيا بكنين ديگه  جديه،روح من داره اذيت مي شه بابت اين مساءله...

ششم _ دروغ گفتم،ديگه شيشم نداره!...

نويده

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 21:45  توسط ف.س + ن.م  | 

به نجار گفتم:مي خوام از وسايل كارتون استفاده كنم،ممكنه بهم قرض بدين؟..از سوهاناتون مي خوام قرض بگيرم..شما سوهان روح دارين آقا؟..

اوستا نجار شروع کرد به تعریف اينكه يه روز ديده خدا چه قدر قشنگ در و تخته رو باهم جور مي كنه،بعد تصميم گرفته بره 2 حرفه ي نجاري و به در و تخته بپردازه!...

هنوز سوهانو بهم نداده بود...

نجار عجب حوصله اي داشت!..مي گفت عاشق اينه كه 2 دل يه ديوار بزرگ،يه پنجره نصب كنه!..

مي گفت وقتي دستاي بريده ي درختا رو براش ميارن تا باهاشون نجاري كنه،خودش بارها ديده كه دستاي درختا وقتي در حالت قنوت بودن با اره قطع شدن!...

يا اينكه يه بار صداي قلب يه تنه ي بزرگ درخت رو شنيده كه مرتب مي گفته: سوگند به تعاليت كه  عاشقم تو را !

نجار همين طور كه سرش پايين بود و با یه چیزی ور می رفت گفت و گفت و گفت!

منم بي اينكه چيزي بگم سرمو انداختم پايين و رفتم و رفتم و رفتم!

نویده

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 10:49  توسط ف.س + ن.م  | 

وقتي بچه بودم،فكر مي كردم شجاع بودن يعني اينكه 2 بازيا جلو بچه قلدرا واسي و نذاري عروسكتو به زور ازت بگيرن!()...وقتي مدرسه مي رفتم،فكر مي كردم شجاعت يعني اينكه بري جلو خانوم مدير و زل بزني 2 چشماشو بهش با صداي بلند بگي: ازت متنفرم!...حالا كه بزرگ تر شدم  مي بينم بزرگ ترين شجاعت و جسارت2 دنيا  زندگي كردنه!

++++

آقا من رسما" اعلام مي كنم كه نمره ي بيست كلاسو مي خوام!

من گول تهاجم فرهنگي(!) رو نمي خورم و همچنان نمره ي خوبم آرزوست!   حقيقتش ديگه ريخت هرچي ۱۲ و ۱۳ است حاله نداشتمو به هم مي زنه!

همين!

++++

نويده

   -----------*******-----------********------------********----------*******-----------*******---------

خب از اونجایی که من و نویده نداریم منم زیر بیرق آرزوهای نویده چیز می نویسم :)

آقا هر چی جاس فریند بگه!!یعنی منم همون نمرهُ ۲۰ کلاس را می خوام اگرچه بعید می دونم کسی پیدا شه که بهم بده :(

راستی فراموش کردم بگم ما اون روز سینما نرفتیم!:( دو روز هم هست که یونی ُ فرستادیم تعطیلات آخه + بودنم یه حدی داره ! هی می کوبی می ری اونجا می بیننی غیر از چند نفر...(<< شما بخونید اکتیو) هییییییشکی نیومده ، بعد به مثابه آدامس کشی ، همون راهی ُ که کوبیده بودی رفته بودی باس بکوبی ُ برگردی ... خب اینم یه جورشه دیگه !!!

باز خوبه کانال ۵ عقلش رسید  یکی از  فیلمای عیدش  ُ نگه داره امشب بذاره !! ای بابا سینما ۱ هم که تموم شد ُ فی الواقع درش ُ تخته کردن :( حالا معلوم نیست تکلیف اون فیلما که تبلیغ کرده بود به زودی می ذاره چی می شه ؟!! چه گیر دادما ! دیگه دیدم هیچ مساله و مشکل دیگه ای ندارم گفتم از حق سینما ۱ دفاع کنم

فاطمه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385ساعت 12:38  توسط ف.س + ن.م  | 

دیشب 2 آسمون یه ستاره ی سهیل رصد کردم!

خبر آورد که ستاره ها از اینکه زمینی ها اونا رو مال خودشون می کنن شاکی اند...

خدا رو شکر من آسمون جل یه ستاره هم 2 هفت آسمون ندارم..البته گاهی، بعضی ستاره ها بهم چشمک می زننا ،اما من محلشون نمی ذارم!...

ولی 2 مراسم سوگواری ستاره ها،خیلی جدی به آسمون تسلیت می گم و بهش میگم که من هیچ وقت نسبت به مرگ ستاره ها بی تفاوت نبودم....من با اینکه آدم بی ستاره ای ام،اما می فهمم وقتی ستاره ات خاموش بشه،چه فاجعه ای برای قلبت رخ می ده..می فهمم هر خاموشی ای دنبالش ترس و نابودیه...

شاید ستاره ها دوس دارن بی سروصدا بمیرن..برا همینه که نمی خوان ما آدما اونا رو مال خودمون بدونیم و بگیم:اون ستاره رو میبینی؟ اون ستاره ی منه!...شاید ستاره ها ترجیح می دن گمنام و تنها باشن...نمی دونم،اگه امشب دوباره ستاره ی سهیل رو دیدم شاید ازش بپرسم..

نویده

((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

در سفره ای که زیر درخت سیبی پهن شده  باشد جز سیب چیز دیگری نمی ریزد ...

                                و در سفره ای که زیر ستاره ها گسترده شده باشد جز غبار ستاره...

                                                                                             آنتوان دو سنت اگزوپری

فاطمه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 19:33  توسط ف.س + ن.م  | 

<بهار ترجمه ي سكوت زمستان است>    فكر كنم بينندگان عزيز ديگه از هرچي در وصف بهاره حالشون به  هم بخوره(بس كه رسانه هاي جمعي و فردي و .. 13 روزه به سرتاپاي بهار گير دادن و بهش مي پردازن!!)اما خوب راست مي گم ديگه!..زمستون ساكته،سرده و به نظر خيلي ها موجود خونگرمي نيست..اما 2 دل زمستون يه بهاره..آره،زمستونم دل داره..خوب ديگه فضا احساساتي شد،منم كه به اين قرطي بازيا آلرژي دارم و اينا...

فردا مي ريم يوني(!)..تشكيل شدن يا نشدن،مساءله اين است..همه چيز به قشر زحمتكش شهرستاني يوني بستگي داره..ما كه جمال خودمان را عشق است..مي ريم و باهميم و يه سينمايي واينا..بله!

(چه قد حرف مي زنم اين دفعه!)

آقا اين بحران فرانسه حال مي ده بهم!همين امروز فرداست كه شب هنگام هم خواب بحران فرانسه ببينم!   اينكه بروبچس منطقه ي خوش آب و هواي اروپا اين قد باحال براي گرفتن چيزي كه حقشون مي دونن ميتونن دولت رو به چالش بكشونن توپ مي باشد!

نویده

۸۷۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۸۷۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸

*شاعر می گه :

خاک جان یافته است .. تو چرا سنگ شدی ؟ تو چرا این همه دلتنگ شدی ؟ باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن !!

 باید عرض کنم : 

بهار و آلرژی ،دست به دست هم می دن تا من یکی لا اقل با تمام وجود باور کنم این بهاران را!! تازه امسال با سرما خوردگی ام توام شده و نور علی نور...

*همیشه ها با همیچین شبی حال نمی کردم ! امشبم همون جوریم !

*و خداوند دانشجوهای متهعد و علاقه مند به علم و دانش را آفرید ... چه جوری ؟؟!!!!

از اونجایی که ۱۵ ، ۱۶ روز از کلاس ها دور بودن و حسابی دلتنگ لالایی های استاد و جزوه نوشتن بودن  دانشجوی (الف) اس ام اس می زنه به دانشجوی (ب) که آقا پایه ای فردا جای... بریم سینما ؟؟!!!

بعد ،، نه دیگه بعدش مال فرداس... پس تا فردا !

فاطمه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 20:56  توسط ف.س + ن.م  | 

در پايان همراه يك مثال روش طرح سوءال و فرضيه و تئوري را بيان مي كنيم.
1.علل جنگ مسلحانه ي سازمان مجاهدين خلق در سال 60/علل وقوع 30 خرداد 60
در شماره ي 1 به صورت جزئي سوءالي كه مي خواهيم مورد پژوهش قرار دهيم نوشتيم
2.علل گرايش گروه هاي سياسي به جنگ مسلحانه
3.علل گرايش جوانان به فعاليت هاي خشونت آميز سياسي
4.علل خشونت سياسي(در كشورهاي جهان سوم)
در شماره هاي 2.3و 4 سوءال جزئي را با استفاده از ادبيات تئوريك كلي كرديم
حالا تئوري هاي مربوط به سوءال پژوهش را مطرح مي كنيم:
دوورژه:هر چه فضاي مسالمت آميز سياسي بسته تر شود(از سوي رژيم سياس)گروه ها و احزاب به سمت خشونت مي روند
ماركس:تضاد طبقاتي باعث خشونت سياسي مي شود و تئوري هاي ديگري از قبيل تحليل رواني و ..

حالا به بررسی تمامی تئوری های موجود که به پژوهشمان مربوطند می پردازیم و نتیجه ی بررسی هایمان را ارائه می دهیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 17:38  توسط ف.س + ن.م  | 

تئوري نهادگرايي
نهاد:مجموعه اي از عقايد هنجارها سازمان ها(چه رسمي و چه غير رسمي) است كه در طول زمان براي پاسخگويي به نيازهاي بشر ايجاد شده است.
مشهورترين مثال:نهاد خانواده كه مفهومي با عنوان مادر پدر و مسئوليت هايي به نام مادري و پدري در زندگي بشر ايجاد كرده و زندگي جنسي بشر را سامان داده است.
مثال ديگر:دولت نهاد يا سازماني است كه بشر ايجاد كرده است تا روابط قدرت را در جامعه تنظيم كند.
تئوري نهادگرايي كه همچون ديگر تئوري ها در پي تبيين و تشريح رفتار سياسي است بر اين باور است كه نهادها تعيين كننده ي رفتار سياسي هستند و بشر در رفتار سياسي خود به شكل قابل توجهي تابع نهادهاي موجود است.رفتار سياسي مستقل از نهادها قابل تعريف نيست.گويي بشر اسير نهادهاست و در چارچوب نهادها رفتار مي كند.

 تئوري ترس

اين تئوری در واقع درمقابل تئوري انتخاب عقلاني قرار دارد.

این تئوری بیانگر این است که انسان ها به خاطر فرار از ضرر به خاطر ترسی که از ضرر کردن دارند اقدام خاصی را انجام می دهند.کالمن و کورسکی دو روانشناس طراح این نظریه بودند که به خاطر این تئوریشان جایزه ی نوبل اقتصاد را برنده شدند.

مثال:چرا با وجود اینکه به نفع ایران بود صدام از بین برود ایران با حمله ی آمریکا به عراق مخالفت کرد؟چون ایران از اینکه آمریکا بعد از عراق به سراغ ایران بیاید ترس داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 17:14  توسط ف.س + ن.م  | 

سطوح تئوری

تئوري سطوح مختلفي دارد. برخي تئوري ها سطح كلاني از رفتار انساني را نشان مي دهند و برخي سطح پايين تري از رفتارها را نشان مي دهند.ما در علوم سياسي با انواع مختلفي از تئوري ها رو به رو هستيم.براي مواجهه دادن نظريه ها با واقعيات بايد فرضيه هاي مناسبي ارائه كرد.براي اينكه هر تئوري را با واقعيات ماجهه دهيم بايد فرضيه هاي دقيقي بسازيم و آزمون اين فرضيه ها را با يكديگر مقايسه كنيم.

در اینجا چند تئوری کلان را همراه با مثال هایش بررسی می کنیم.

تئوري انتخاب عقلاني
اين تئوري در پي پاسخ به اين پرسش است كه رفتار سياسي يا به طور كلي رفتار بشر ناشي از چيست؟ چگونه مي توان رفتار بشر را تبيين كرد؟
البته اين پرسش براي بسياري از تئوري ها مطرح است.
مبناي تئوري انتخاب عقلاني بر اين است كه رفتار انسان ها مبتني بر سنجش عاقلانه(يعني بررسي سود و زيان)است.
آنگاه كه پديده اي در دستگاه منطقي ذهن انسان سودمند تشخيص داده شود بشر به انتخاب آن دست مي زند.بر اساس اين نظريه پديده هاي اجتماعي مبتني بر اعمال افراد است.پس براي تبيين و تحليل پديده هاي سياسي بايد به سراغ انگيزه هاي منفعت جويانه ي افراد رفت .
افراطي ترين قرائت اين تئوري فقط بر منافع مادي تاكيد دارد و انگيزه هاي رفتارهاي سياسي-اجتماعي را صرفا" مادي مي داند.طبيعي است كه برخي رفتارهاي بشري با اين چارچوب نظريه قابل توضيح نيست.يك شغل دلپذير(گل فروش) با يك شغل انزجارآور(نظافتچي) در مقابل دستمزدهاي يكسان فرد را به سوي انتخاب شغل دلپذير مي برد.بدين سان قراوت هاي ملايم تري از اين تئوري مطرح مي شود يعني ملاحظات معنوي و فرهنگي و... هم جزئي از منافع شده است..

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 16:22  توسط ف.س + ن.م 

 

تئوري:مجموعه اي از فرضيه ها كه منطقا به هم پيوستند و يك كل را به وجود مي آورد ، بعضي از

 

فرضيه ها يا گزاره هاي يك تئوري از همان تئوري استخراج شده اند .

 

تئوري ماركس:

 

۱.جهان مادي واقعا وجود دارد و همه پديده هاي قابل مشاهده علل مادي دارند(گزاره ي بديهي)

 

۲.روابط اجتماعي پديده هايي قابل مشاهده هستند بنابراين علل مادي دارند(گزاره ي استنتاجي)

 

3.سازمان دهي توليد كالا و خدمات ايجاد كننده ي روابط اجتماعي در زمينه ها ي اقتصادي است

(گزاره ي بديهي)

 

4.روابط اجتماعي در كادر فعاليت هاي توليد كالا و خدمات منافع و انگيزه هايي ايجاد مي كندكه انسان ها در ديگر زمينه هاي فعاليت انساني آن را با خود منطبق كرده و حفظ مي نمايند
(مفروض يك ادعا است)

 

۵.هر سطح توسعه ي اقتصادي يك جامعه تعيين كننده ي نوع روابط اجتماعي مسلط در عرصه ي اقتصادي است(گزاره ي بديهي) و بنا بر اين تعيين كننده ي نوع روابط اجتماعي مسلط در ديگر عرصه ها نيز هست:سياسي/تربيتي/بهداشتي/...(گزاره ي استنتاجي)

 

6.آنگاه كه يك اقتصاد به سطحي از توسعه دست مي يابد كه در آن روابط اجتماعي مسلط برمبناي مالكيت ابزار توليد واعمال اقتداري كه از آن ناشي مي شود برقرار مي شوند روابط اجتماعي مسلط نيز بر مبناي روابط مالكيت و اقتدار شكل مي گيرد(گزاره ي استنتاجي از گزاره ي بالا)

 

7.گونه هاي مختلف مسلط مالكيت ابزار توليد در عرصه ي اقتصادي تعين كننده ي گونه هاي مسلط متفاوتي از روابط مالكيت اقتداردر ديگر عرصه هاي اقتصادي ،سياسي،بهداشتي مي با شد.

 

8.گزار جامعه ي فرانسه از يك فاز توسعه ي اقتصادي به فاز ديگرتغييراتي را در نوع روابط اجتماعي مسلط پديد آورده است.<<فرضیه>>

 

9.گزار جامعه ي فرانسه از سلطه ي يك روش خرده بورژوازي(( با تسلط بنگاه هاي كوچك كشاورزي،تجاري و صنعتي كه خودآگاهي طبقات را تقويت نمي كند )) به يك روش توليد سرمايه داري مبتني بربنگاه هاي برزگ كه در آن قدرت بيشتر در دست مديران است نه مالکان ، گزار از يك پدر سالاري سياسي توده گرا به سوي تكنو كراسي توام با غير شخصي كردن روابط دولت و جامعه گرديده است.<< فرضیه>>

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 16:20  توسط ف.س + ن.م  | 

براي تحقيق هم بايد فرضيه داشته باشيم ، هم تئوري .

 تئوري و فرضيه هر دو قانونمندي ارائه مي دهند . در واقع تئوري، فرضيه اي كلان است، اما سطح تئوري كلان تر است . نظريه، مجموعه اي از فرضيه هاست .

 

براي فهم بهتر مفهوم فرضيه و تئوري مثالي مطرح مي كنيم :

علت وقوع انقلاب ها چيست؟!------------>>     استبداد     << تئوري  

علت وقوع انقلاب اسلامي ايران چيست ؟! >> استبداد پهلوي<< فرضيه

 

نظريه يا همان تئوري ، پيشنهادي راجع به رابطه ي پديده هاست ، پيشنهادي كه قطعيت قانون را ندارد! در تئوري به دنبال ارائه ي قانونمندي هاي احتمالي  در بين پديده هاي جهان هستيم ، اگرچه در نهايت نظريه پردازي يك نظر است .

 

با نظريه پردازي هدف علم(> تبيين روابط علي و معلولي و همبستگي بين پديده ها ) را دنبال مي كنيم . ما در علوم سياسي با نظريه پردازي به دنبال ارائه ي قانونمندي براي رفتارهاي سياسي هستيم .

 

برخي از نظريات سياسي و اجتماعي بسيار وسيع اند و شامل گستره ي وسيعي از موضوعات اند ولي برخي از نظريه ها محدودند به يك موضوع خاص يا مشخص .

تنوع موضوعها=>> تنوع نظريه ها...........................وسعت گستره ي موضوعها=>> وسعت نظريه ها

 

تئوري مجموعه اي از گزاره ها يا قضايا يا پيشنهاد ها و مفاهيم است كه منطقا به هم پيوستند و قانونمندي هاي كلي را پيشنهاد مي كنند كه از درون اين  تئوري فرضيه هايي با پاسخ به سوال مشخص اخذ مي شود .

 

تئوري بايد حاوي مفاهيمي باشد كه به صورت شفاف،  قابل اثبات و قابل نقد باشد از اين رو نخستين گام در تدوين يك تئوري شفاف سازي و شفاف مطرح كردن اساسي آن تئوري است .

 

تئوري شماري از واقعيت ها و مشاهدات را دسته بندي مي كند و بر اساس آن به تعميماتي كلي دست مي يازد تا بتوان به تبيين پديده هاي اجتماعي پرداخت .

 

تئوري انبوهي از مشاهدات را سازماندهي و خلاصه مي كنند ، مهم ترين مساله ي تئوري تطبيق آن با واقعيت است ، چه بسيار تئوري هاي زيبا، بزرگ ، جذاب ، با ابهت و ظاهراعالمانه كه توسط يك واقعيت خرد ، زشت ، بد تركيب ، عوام زده و سطح پايين به هم مي ريزد.

 

در پست آينده ، يكي از تئوري هاي ماركس را همراه با فرضيه هاي مستخرج از اين تئوري مطرح مي كنيم .
 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 23:17  توسط ف.س + ن.م  |