براي تحقيق هم بايد فرضيه داشته باشيم ، هم تئوري .
تئوري و فرضيه هر دو قانونمندي ارائه مي دهند . در واقع تئوري، فرضيه اي كلان است، اما سطح تئوري كلان تر است . نظريه، مجموعه اي از فرضيه هاست .
براي فهم بهتر مفهوم فرضيه و تئوري مثالي مطرح مي كنيم :
علت وقوع انقلاب ها چيست؟!------------>> استبداد << تئوري
علت وقوع انقلاب اسلامي ايران چيست ؟! >> استبداد پهلوي<< فرضيه
نظريه يا همان تئوري ، پيشنهادي راجع به رابطه ي پديده هاست ، پيشنهادي كه قطعيت قانون را ندارد! در تئوري به دنبال ارائه ي قانونمندي هاي احتمالي در بين پديده هاي جهان هستيم ، اگرچه در نهايت نظريه پردازي يك نظر است .
با نظريه پردازي هدف علم(> تبيين روابط علي و معلولي و همبستگي بين پديده ها ) را دنبال مي كنيم . ما در علوم سياسي با نظريه پردازي به دنبال ارائه ي قانونمندي براي رفتارهاي سياسي هستيم .
برخي از نظريات سياسي و اجتماعي بسيار وسيع اند و شامل گستره ي وسيعي از موضوعات اند ولي برخي از نظريه ها محدودند به يك موضوع خاص يا مشخص .
تنوع موضوعها=>> تنوع نظريه ها...........................وسعت گستره ي موضوعها=>> وسعت نظريه ها
تئوري مجموعه اي از گزاره ها يا قضايا يا پيشنهاد ها و مفاهيم است كه منطقا به هم پيوستند و قانونمندي هاي كلي را پيشنهاد مي كنند كه از درون اين تئوري فرضيه هايي با پاسخ به سوال مشخص اخذ مي شود .
تئوري بايد حاوي مفاهيمي باشد كه به صورت شفاف، قابل اثبات و قابل نقد باشد از اين رو نخستين گام در تدوين يك تئوري شفاف سازي و شفاف مطرح كردن اساسي آن تئوري است .
تئوري شماري از واقعيت ها و مشاهدات را دسته بندي مي كند و بر اساس آن به تعميماتي كلي دست مي يازد تا بتوان به تبيين پديده هاي اجتماعي پرداخت .
تئوري انبوهي از مشاهدات را سازماندهي و خلاصه مي كنند ، مهم ترين مساله ي تئوري تطبيق آن با واقعيت است ، چه بسيار تئوري هاي زيبا، بزرگ ، جذاب ، با ابهت و ظاهراعالمانه كه توسط يك واقعيت خرد ، زشت ، بد تركيب ، عوام زده و سطح پايين به هم مي ريزد.
در پست آينده ، يكي از تئوري هاي ماركس را همراه با فرضيه هاي مستخرج از اين تئوري مطرح مي كنيم .