تبليغاتX
2gangsters

2gangsters

لطفا" با لبخند و بی خیالی وارد شوید

روز بدي رو تو دانشگاه داشتيم

-"من پول ندارم كتاب بخرم،اما كتاب مي خوام!من دانشجو ام!!"

-"ما تو خوابگاه زندگيمون مثل زندگي سگه"(عذر مي خوام،اما عين جمله ي هم دانشكده ايم رو براتون مي گم)

-"چون ما فقيريم.."(بقيش رو يواش تر گفت نشنيدم!!)

-"آقاي دكتر(اشاره به يكي از استادا ) جلوي دوست دخترم به من مي گه اگه لباس مي خواين من براتون تهيه كنم!"

-"تو خوابگاه مواد و اعتياد ما ها رو دچار مساءله كرده.."

-"ما سه روز يه بار يه غذاي درست و حسابي تو خوابگاه نمي خوريم.."

اينا رو وسط جمعيت چند ده نفره ي دانشكده داد مي زد،از ته گلوش..

اينا رو رتبه ي شيش كنكور پیارسال مي گفت..

من، يه بچه تهروني پاستوريزه ، مسلما" نمي تونم بفهمم همدانشكده اي شهرستاني خوابگاهيم چي مي گه و چي مي خواد..

من سكوت كرده بودم وقتي اون داشت اون جوري داد مي زد

من نه اونو تاءييد كردم،نه عليهش قضاوتي كردم

اما

به حرفاش،به فرياداش

نگاه كردم

و فكر كردم

+++++

تلخ...تلخ..تلخ

+++++

لعنت به ظاهر بيني ..كي مي دونه من چمه؟..اصلا" به ديگران چه كه من چمه؟

+++++

 ناشكري بد گناهيه..بدجور مي ترسم گرفتارش بشم..ببين خدا،همه چيو بذار به حساب بنده بودنم..

خدايي كن و..

+++++

به قول شاعر:

حالمان بد نيست،غم كم مي خوريم         كم كه نه،هر روز كم كم مي خوريم

+++++

من يه كشفي كردم : حرف زدن،توضيح احساس يا نوشتن احساس  سخت ترين كاراي دنيان!..با تشكر

نویده

       ¤¤¤¤¤¤¤¤                               ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤                             ¤¤¤¤¤¤¤¤¤

ازصبح حالم بد بود !

ديروز دندون عقلم كشيدم !

امروزساعت 12:15 رو سكوي سمت چپ سرسراي  جنوبي صحن اصلي دانشكده ي حقوق و علوم سياسي  نشسته بوديم ،چند قدم اون ور تر هم در كمال آرامش انتخابات شوراي صنفي در حال برگزاري بود.. ما گرم حرف زدن بوديم و خبر نداشتيم تا دقايق ديگه چيزايي را مي بينيم و مي شنويم كه تا حالا ... شايد خيلي مهم نبود كه اولين فرياد را سروش زد يا رضا .. شايد خيلي مهم نبود كه اين جنجال براي لغو انتخابات به دلائل شخصي شكل گرفت يا درخواست واقعي و عمومي بچه ها بود .. چيزي كه مهم بود، بغض جووني  بود كه تركيد .. و ما رو ا متآثر كرد.. من هم اون موقع دلم مي خواست  داد بزنم! ..  نمي دونم چرا اون موقع  انقد معترض بودم به اين بر و بچز كه چرا مي خوان حرفاشون با نعره زدن و پرخاش كردن و چيز پرت كردن به كرسي بنشونن.. اما الآن فقط به اين فكر مي كنم كه يا اين بچه ها از روي جو و مطرح كردن خودشون اين بساط را علم كردن يا اينكه واقعا اونقدر فشار متحمل شدن كه يهو امروز به اين شكل منفجر شدن ... پس بهترين كار اينه كه قضاوت نكنم ! قضاوت نكنم !قضاوت نكنم !  ذهنم آشفته اس .. احتمالا رو نوشته ام هم تاثير گذاشته.. sorry  ..

همين!

 فاطمه 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 20:52  توسط ف.س + ن.م  | 

 

حس می کنم اسیر روزمرگی شدم ! <چه حس جدیدی>

افاضات حجه الاسلام و المسلمین حضرت آقای جنتی دامة برکاته در نماز جمعه بدجور ما را ترکاند و متحول کرد یک نمونه ی خیلی کوچکش : "بنده امسال به نمایشگاه نرفته ام اما قطعا" امسال از پارسال بهتربوده است! " مطمئنم استلالشم اینه که به برکت وجود آن مرد شریف آن مرد مبتکر آن مرد شجاع آن مرد با خدا امسال بهتر بوده است!... 

کسی می دونه چرا عرضه ی نفت زیاد نمی شه ؟! در حالیکه تقاضا داره زیاد و زیاد تر می شه!و این قیمت نفت ُ بالا می بره !

از این یهو جو گیر شدن دانشگاهمون می خوام بالا بیارم .. ۲ هفته اس گیر دادن کارت می بینن ..یا مثه آدم همیشه ببیننن که اقلا تکلیفمون بفهمیم یا هیچ وقت نبینن دیگه!!!

نویده این روزا یه کم سرش شلوغه !!!

یه سید علی صالحی هست که نوشته هاش و شعراش به نظر من به درد شبهای مهتابی می خوره،و گاها فاز می ده! اجالتا یکیشو که از کتاب عاشق شدن در ماه .. مردن به وقت شهریور می نویسم  

خيلي خلاصه بگويم در چند و چون زيستن و گريستن جز آلبومي كهنه در كمدي در بسته ، نامي نمانده است 0

جيب هايم را ترسيده و مردد مي كاوم ، كليد اين خانه را شبي از شبها ي چكمه و تسليم در سردابكي دور و بي نشان جا نهاده ام .

ديگر هيچ كنجي از اين خيابان كج و پيچ سر پناهي نخواهد شد .

نه آشيانه اي در اين حدود و نه رفيقي از آن قرون ، اي كاش نامتان را از ياد نمي بردم .

اكنون اميد در به روي گشودنم از اين تلنگر بي پاسخ نيست .

روي سخنم با خويش است .

تا سپيده دمي ديگر شب، اين شب چكمه و تسليم را چگونه از سر به در كنم ؟

 

فاطمه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 0:16  توسط ف.س + ن.م  | 

 

چقد دلم می خواد با نوی (نویده) بریم یه جای خلوت و ترجیحا بلند ، جیغ بزنیم (( شما م اگه می خواین تشریف بیارید))

چقد دلم میخواد هر روز با زیبا کلام کلاس داشته باشم ُ ضایع شم ُ ازش بشنوم سبحانی بی سواد انقد با مقدم حرف نزن !((!!!))

چقد دلم می خواد متفاوت باشم اما بی تفاوت نباشم ! (( چه جلب ))

چقد دلم می خواد برم ۲ یه مهد کودک با بچه فینگیلیا بازی کنم !

چقد دلم الآن بسکوییت مادر می خواد !

چقد دلم می خواد ، دلم هیییییییچیی نخواد . .

فاطمه

-------------------

پا وبلاگی : البته چیزای زیاد دیگه ای  هم هس که می خوام !.. به تدریج می گم که زده نشین!

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

چرا همیشه اول چشمای آدمکو نقاشی می کنیم؟..چرا مادر خوند:چشم ،چشم ،دو

ابرو؟...چرا منطق به اسم هندسه در رفته؟..چرا استادمون معتقده من باید به حرفاش که یه

قرنه دارن تکرار می شن گوش  بدم؟..چرا رضا(برادرم)خیلی اوقات شبا می ره کوه؟..چرا

آقا گرگه ی قصه به جوونی بز بزای قندی رحم نکرد؟..چرا من دلم باسه آدمایی که جلو روم

نشستن تنگ می شه؟..چرا خدا غروب که می شه باهام شوخیش می گیره؟..

چرا امروز اینقد دلم هوس مرثیه سرایی کرده بود؟..

اینا رو نوشتم فقط برا نوشتن...حالم اصلا" دست خودش نیست...بی خیال بابا...بی خیال.....

نویده

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 21:28  توسط ف.س + ن.م  | 

رفتار گرايي مثل همه ي تئوري هايي كه تا كنون بررسي كرديم به دنبال كشف قانونمندي پديده هاي اجتماعي هستند . اساسا تئوري ها به دنبال كشف قانونمندي پديده ها هستند و ما دانشجويان علوم سياسي را براي شناخت قانونمندي رفتار سياسي كمك مي كنند.

رفتار گرايي به دنبال كسف قانونمندي از طريق مطالعه ي رفتار هاي مشاهده پذير، تكرار پذير و آزمون پذير است.    رفتار گرايان بر اين باورند كه تحليل هي سياسي بايد به لحاظ تجربي آزمون پذير باشند . البته بسياري از رفتار گرايان اين امر را مي پذيرند كه كشف دقيق قانونمندي ها آنچنان كه در علوم طبيعي مطرح است ، ممكن است امكانپذير نباشد از اين رو تا حدودي منعطف تر شده  و معتقدند كه به جاي كشف قانونمندي ها مي توان به شناخت جهت گيري  عمومي پديده ها اكتفا كرد. رفتار كرايان موضوعات مختلفي را در علوم سياسي مورد توجه قرار مي دهند:راي دهي ، تظاهرات ، رفتار رهبران ، و شورش هاي اجتماعي –سياسي و اموري از اين قبيل مورد توجه قرار داده است . رفتار گرايي اساسا به دنبال كشف قانونمندي هاي سياسي از طريق روش هاي عيني ،مستند و آماري است و نه روش هاي ذهني ، بدين سان رفتار گرايي مروج گرايش هاي كمي در علوم سياسي ميباشد. از آنجا كه رفتار گرايان خود را محدود به مشاهده مي كنند  لذا بسياري ز موضوعات علم سياست را ناديده مي گيرند . بسياري از پديده هاي سياسي هستند كه ضرورتا قابل مشاهده نيستند،از اين رو نمي توان آن ها را با روش هاي مطلوب عيني و كمي تحليل و ارزيابي كرد .  مي توان گفت كه رفتارگرايي تا حدودي از موضع معرفت شناسانه اثبات گرايي positivism    تاثير پذيرفته است . آن چنان كه مي دانيم positivism حوزه ايست معرفت شناسانه كه اساسا كسب معرفت را از طريق مشاهده و حس و تجربه امكان پذير مي داند  از اين رو روش هاي ذهني تعقلي و انتزاعي را بر اساس قرائت هاي افراطي  positivism بي مفهوم و بي معني مي داند .. قطعا positivism به معناي رفتار گرايي نيست .

رفتار گرايي : تحليل رفتارهاي مشاهده پذير ، تكرار پذير و كمي مي باشد.

نقد رفتار گرايي :

1.       محدوديت مشاهده ،همه ي پديده هاي سياسي را نمي توان از راه مشاهده دريافت ، و در نتيجه رفتار گرايي نمي تواند چيزي درباره ي آن ها  بگويد لذا از تحليل آن ها كناره گيري مي كند .

2.مسبوقيت نظريه بر مشاهده است ، يعني مشاهدات به خودي خود سخن نمي گويند ، اين ذهنيت ماست كه به مشاهدات معنا مي دهد .  رفتار گرايي فرض را بر اين مي گذارد كه همه به يك شكل پديده ها را مشاهده مي كنند در حاليكه ، نظريه ها تاثير پيشينه ي بسيار مهمي در مشاهدات ما دارند .

هر چند رفتار گرايي مورد نقد بسيار قرار گرفته است ، اما دستاورد هاي  بسياري براي پژوهشگران علوم سياسي داشته است از آن جمله  مي توان به استفاده از ابزار هاي كمي در عين محدوديت هاي تحليلي آن ها اشاره كرد .    

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:30  توسط ف.س + ن.م  | 

باید دل مشغول یاد خدا باشد و دست مشغول کار دنیا، بر خلاف کسانی که ظاهرشان مشغول نماز و عبادت است و فکر و دلشان مشغول یاد دنیا.

حاج آقا دولابی

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

۱شنبه باید بریم تئوری های موضوع تحقیقمون رو برای استاد و کلاس به صورت شفاهی ارائه بدیم!..wow!....خلاصه ما الان به شدت محقق شدیم و از صبح تا شب (با کم و زیادش) در کتابخانه ی دانشکده به سر می بریم...ایشالله به خیر بگذره..

خوش باشین خوش باشین  .. سوار camry باشین

راستی!یه پیشنهادم دارم:شنبه تا ۴شنبه شبکه جوان رادیو،ساعت ۶ تا ۸ یه برنامه داره،گوش بدین!گاها" فاز میدهد!..یه جونوری گویندشه که از خل بازیاش خوشم میاد

نویده 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

 

 

فاطمه

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:34  توسط ف.س + ن.م  | 


- برادر انشتین ،علیه الرحمه، می گه : حماقت همه گیر شود، نا مرئی می شود!


- 2 فکر یک سقفم !


- اردیبهشت: می گن خدا 2 این ماه رو زمین بهشت را اردو زده است !!


- به زودی در کوچه ی ما عروسی می شود !... شمع چراغا رو روشن کنین ، امشب عروسی داریم!


- امشب اون یکی فینالیست معلوم می شه ، شک نکنید بارسا ست !


- ? Ladies & Gentelmen , we ' re going 2 fly 2 Neverland ... R U ready


_ These days, I tell every one :I'm pretty good , but I dont tell them that I want 2 kill someone


- دلم می خواد روزا موقع برگشتن ازuni با همه ی بچه مدرسه ای های کور کچل 2 راه بای بای کنم ...


حیف! به جای اون کور کچلا یه سری teenager روشنفکر می بینم


فاطمه - نویده






********************************************************
"فكرشو بكن!گاهي آدما بايد از روزمرگي خارج بشن!
با يه اتفاق ساده،مثلا" در حال نوشتن يهو جوهر خودكارت خشك شه، يا
به ساعتت نگاه كني ، ببيني خواب مونده يا وقتي فكر مي كني همه چي
رو به راهه، پشت در خونتون بموني و از دري كه روزي هزار بار بي تفاوت
ازش رد مي شدي،بگن نمي توني! باطري موبت هم كم بشه!!
به اينا مي گن مرگ لحظه اي! فقط خودتي و خدا! زير بارون...
چه رومانس!..."


يه عصر باروني،يه هانيه،پشت يه در بسته موند!
هانيه به نويده يه اس ام اس(!) زد كه اون بالا مي بينينش!
نويده تو دلش گفت: دوستم يه فيلسوف محترمه!

نويده
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:56  توسط ف.س + ن.م  | 


((در پاریس بیابان نیست این را همه می دانند،اما همه نمی دانند من اگر مدتی بیابان نبینم دق میکنم .)) اول تابستان بود ـ تابستان ۵۸ ـ که درد آمد . اول خفیف بود . یک جور بی حسی در پاها، اما کم کم  طاقتش را طاق کرد . چند آزمایش داد و دکترها تشخیص سرطان دادند..دیروز شد ۲۵ سال ...  ۲۵ساله که سهراب رفته ...

چند روزی اسیر یه مشکل فنی چند روزی نداشتن کارت و در طول این مدت نداشتن موجود دست نیافتنی مثل حوصله سبب شد که مدتی در این مثنوی تاخیر بیفته !!! یعنی راستش اگه حوصله  و انگیزه باشه یه مشکل فنی که سهل می شه شونصد تا مشکل ُاز سر راه بر داشت تا ...... بگذریم !مهم اینه که الان هستم دیگه ! ولی یه واقعیتی هست اونم اینه که نمی تونم مثل قدیما ساعتهابیام ۲ این دهکده جهانی ُ باسه خودم بچرخم و بگردم و کیف کنم ! لذا خیلی محدود در حد وبلاگ گوگولی مون ُ چک میل و  اینا میام...نمیدنم این خوبه یا بد ... نمیدونم

دیروز انصافا استقلال ترکوند ! اما اون به اصطلاح جشن قهرمانی بدجور کمدی و ضایع بود!

خب فیلم های کن هم که رو شد و ما سهمی ۲ اون نداشتیم!!

گاهی سعی کنید خودتان را ببخشید لطفا !

فاطمه

++++++++++++++++++++ +++++++++++++++++++

صاحب نظران معتقدند سرطان يك آزمايش الهي است...
روشنفكران كافي شاپ نشين معتقدند سهراب بدجوري دلش گرفته بوده...
يك دولت خيلي زحمتكش اعلام كرد كه ما همه ي دنيا را گلستان مي كنيم...
روانشناسان متواضعانه بيان كردند كه در رابطه ي انسان و خدا مانده اند...
يك آدم خيلي مسلمان گفته كه اگه نگي من راست مي گم،2 زندان حبس مي شي...

......
كي مي دونه حرف دل هيتلر چي بود؟..من دقيقا" از نسل كيم؟نادر شاه؟..چرا گاهي با تاريخ رودرواسي مي كنيم؟!...دلم لك زده برا يه ملاقات نيم ساعته با مهندس بازرگان!!...بدمم نمياد با پادشاه عربستان زير مجسمه ي آزادي ايالات متحده يه عكس يادگاري بندازم!...اگه قرار باشه روزي براي يه سياستمدار كف بزنم،مطمئنم اون آدم نلسون ماندلاست...دلم مي خواد پاي سخنرانياي لوتر بشينم و به حرفاش گوش كنم...
بازم هست..خيلي چيزاي ديگه..
oooooooo
نويده :)

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 22:17  توسط ف.س + ن.م  |