برف مي بارد
برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ
كوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ
بر نمي شد گر ز بام كلبه ها دودي
يا كه سوسوي چراغي گر پيامي مان نمي آورد
رد پا ها گر نمي افتاد روي جاده هاي لغزان
ما چه مي كرديم در كولاك دل آشفته دمسرد ؟
آنك آنك كلبه اي روشن
روي تپه روبروي من
در گشودندم
مهرباني ها نمودندم
زود دانستم كه دور از داستان خشم برف و سوز
در كنار شعله آتش
قصه مي گويد براي بچه هاي خود عمو نوروز
گفته بودم زندگي زيباست
گفته و ناگفته اي بس نكته ها كاينجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغهاي گل
دشت هاي بي در و پيكر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهي در بلور آب
بوي خاك عطر باران خورده در كهسار
خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
آمدن ، رفتن ، دويدن
عشق ورزيدن
غم انسان نشستن
پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن
كار كردن ، كار كردن
آرميدن
.
.
.
سیاوش کسرایی(آرش کمانگیر)
این شعر و دوست دارم مخصوصا" که خاطره هم ازش دارم .. خیلی طولانیه نشد همش رو بذارم ![]()
مبارک باشه !!! اولین برف تهرانم هم الآن داره می باره !!!
**********************
وقتی گشنه و گیج و منگ با نویده از ورودی دانشکده می زنیم بیرون که بریم به سمت سلف یه آقایی مثل اجل معلق می پره جلومون و می گه :
- reporter: سلام خانوما ! می شه یه مصاحبه بگیریم ازتون ؟!
- we:ازکدوم شبکه ؟!
-reporter:شبکه ۱ راجع به انتخابات
- we:شرمنده
-reporter:چرا ؟ مثلا" اگه از شبکه ۵ بود .. انجام می دادین ؟
-we:اگه bbc بود حالا شاید !
-reporter:حالا بیاین یه مصاحبه ای بکنین .. نا سلامتی شما دانشجوی علوم سیاسی هستین ... و از این حرف ها
-we:آخه ما هر چی بگیم .. شما پخش نخواهید کرد (!) ... لذا بی خیال بذارید ما بریم !!
خلاصه یه جوری پیچوندیم ! اما باز موقع برگشتن .. همون جا بودن و باز به ما گفتن که......
بس که استقبال مردم زیاده .....
***********************
خیلی برات دعا می کنم .. اما نمی دونم در این زمانه ی بی های هوی لال پرست .. اصلا" دعا ها مستجاب می شه .. اونم دعای آدمی مثل.....
************************
فاطمه