تبليغاتX
2gangsters

2gangsters

لطفا" با لبخند و بی خیالی وارد شوید

 

برف مي بارد

برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ

كوهها خاموش

دره ها دلتنگ

راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ

بر نمي شد گر ز بام كلبه ها دودي

يا كه سوسوي چراغي گر پيامي مان نمي آورد

رد پا ها گر نمي افتاد روي جاده هاي لغزان

ما چه مي كرديم در كولاك دل آشفته دمسرد ؟

آنك آنك كلبه اي روشن

روي تپه روبروي من

در گشودندم

مهرباني ها نمودندم

زود دانستم كه دور از داستان خشم برف و سوز

در كنار شعله آتش

قصه مي گويد براي بچه هاي خود عمو نوروز

گفته بودم زندگي زيباست

گفته و ناگفته اي بس نكته ها كاينجاست

آسمان باز

آفتاب زر

باغهاي گل

دشت هاي بي در و پيكر

سر برون آوردن گل از درون برف

تاب نرم رقص ماهي در بلور آب

بوي خاك عطر باران خورده در كهسار

خواب گندمزارها در چشمه مهتاب

آمدن ، رفتن ، دويدن

عشق ورزيدن

غم انسان نشستن

پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن

كار كردن ، كار كردن

آرميدن

.

.

.

 

                                                                                     سیاوش کسرایی(آرش کمانگیر)

این شعر و دوست دارم مخصوصا" که خاطره هم ازش دارم .. خیلی طولانیه نشد همش رو بذارم

مبارک باشه !!! اولین برف تهرانم هم الآن داره می باره !!!

**********************

وقتی گشنه و گیج و منگ با نویده از ورودی دانشکده می زنیم بیرون که بریم به سمت سلف یه آقایی مثل اجل معلق می پره جلومون و می گه :

- reporter: سلام خانوما ! می شه یه مصاحبه بگیریم ازتون ؟!

- we:ازکدوم شبکه ؟!

-reporter:شبکه ۱ راجع به انتخابات

- we:شرمنده

-reporter:چرا ؟ مثلا" اگه از شبکه ۵ بود .. انجام می دادین ؟

-we:اگه bbc بود حالا شاید !

-reporter:حالا بیاین یه مصاحبه ای بکنین .. نا سلامتی شما دانشجوی علوم سیاسی هستین ... و از این حرف ها

-we:آخه ما هر چی بگیم .. شما پخش نخواهید کرد (!) ... لذا بی خیال بذارید ما بریم !!

خلاصه یه جوری پیچوندیم ! اما باز موقع برگشتن .. همون جا بودن و باز به ما گفتن که......

بس که استقبال مردم زیاده .....

***********************

 خیلی برات دعا می کنم .. اما نمی دونم در این زمانه ی بی های هوی لال پرست .. اصلا" دعا ها مستجاب می شه .. اونم دعای آدمی مثل.....

************************

فاطمه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 1:30  توسط ف.س + ن.م  | 

 

اگه آدم فردا(یعنی امروز) امتحان داشته باشه از یک کتاب ۲۳۰ صفحه ای بعد به زور ۱۰۰ صفحه هم نخونده با چه انگیزه ایی می خواد بره سر جلسه ؟! .. مسلم که نصف شبی به سرش می زنه بیاد نت و بنویسه و وقت کشی کنه و بی خیاله همه چی بشه تا مثلا" یادش بره که امتحان داره اونم از نوع نقیب زاده  ! اما خب بالا بره پایین بیاد .. فردا (یعنی امروز).. ساعت ۱۳ در کلاس ۳۲۰  ....................

.

نویده خانوم تبریکات ما رو از اینجا هم بپذیر !!مشتاق دیدار یاسمین جون هستیم

.

دیشب جوجو یه sms بهم حواله کرد : اولش رو به خاطر دلایل امنیتی نمی نویسم (!) اما آخرش اینه :

و الذین آمنو اشد حبا لله

---

امشب هم nvd این sms رو حواله کرد : va khodayi ke dar in nazdikist

---

فردا شب چه sms ای بهم حواله خواهد شد ؟

---

.

شد یه ساعت الأن یه ساعته که دارم همین چند تا خط رو می نویسم !!!

.

وااااای فک کنید مرضیه توفیقی .. شد رییس انجمن علمی رشته ی  حقوق اونم با اکثریت آرا .. تبریک !! همین جوریش دو ترم همدیگه رو نمی بینیم ... دیگه حالا .. عیب نداره تو خوش باش به ما هم سر نزن

.

Oh

.

فاطمه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 1:16  توسط ف.س + ن.م 

 يه جمله اي مدتيه افتاده 2 دهنم : خوش به حال ابراهيم كه همه ي بت ها رو شكست !... از اينكه مشرك بميرم مي ترسم..شرك بدجور نزديكه به قلباي آدما توي اين دوره زمونه،بدجور..
قبول داري؟

+++++++++++++
يه استاد داريم كه ما ها و مخاي فابريكمون رو سر كلاساش فرو مي پاشونه!!..از اينكه مجبورمون مي كنه فكر كنيم واقعا" ممنونشم.
سر كلاساش كلي مي خنديم در حين فروپاشيدنمون!!..با اينكه اكثرا" سر كلاس نيشم بازه نمي دونم چرا امروز گفت:چرا سر كلاس اينقدر اخم مي كني!..عجيبه!..احتمالا" بر مي گرده به جذبه ي خاصي كه از بچگي 2 چهره ام دارم

++++++++++++
خوشحالم نرفتم رشته ي فلسفه،چون مطمئنم ديوونه مي شدم
فكر كردن،سوءال كردن و شك خطرناك ترين چيزاي دنيان و البته نجات بخش ترين چيزها... 

++++++++++++

فردا كمال تبريزي مياد دانشگامون،شايد يه سر بريم بشينيم پاي حرفاش..بچه خوبیه!

++++++++++++

اين هفته به شدت با كمبود خواب و لهیدگی مردم،مي خوام تو تعطيلات آخر هفتم جبران كنم (بابا تعطیلات آخر هفته!)

++++++++++++

نویده

oooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooo

آگاهی درد آور است و بی فایده .. اون وقت اینجا فقط به ما این رو تزریق می کنند!! اما توانمندی که خوب است و مفید تو ایران فراموش شده چرا ؟؟؟ اینا رو دکتر سیف زاده می گه !!! دکتر سیف زاده خیلی چیزا می گه .. که اگه تو بهشون فک کنی می تونی دیوونه بشی !! می گه من اینا رو نمی گم که شما دیوونه شید !! می گم که راه حل پیدا کنید !! اما شما بگید ذهنی که ۲۰  سال فکر نکرده !! راه حل نداده .. چطور باید از پس این مهم بر بیاد و دیوونه نشه !! مسلما " یه راهی هست رفیق  باید پیداش کنیم !! ما می تونیم ؟! یا نمی تونیم !!؟؟یا اگه بتونیم چه قد می تونیم !! اونوقت اگه نتونستیم ...... 

.

آدم ها و نظراتشون چرا انقد عوض می شه ؟؟! واقعا " این برام سواله ؟!

.

در عرض سه هفته پاشدیم رفتیم سه تا فیلم دیدیم .. قتل آن لاین /تقاطع/میم مثل مادر/ .. حالا دیگه هیچی نیست بریم ببینیم ! مگه اینکه بریم ابراهیم و چه کسی امیر را کشت ؟ که ظاهرا" می گن خیلی با حال نیست ..

.

فاطمه

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 16:42  توسط ف.س + ن.م  |