تبليغاتX
2gangsters

2gangsters

يادش به خير.
ياد ايامي كه خاطرمان اينقدر مكدر نبود.
توت را بي فلسفه مي چيديدم.
كتك را بي كينه مي خورديم.
پيژامه را با افتخار پا مي كرديم.
و بي خيال دنيا و آدم هايش آواز مي خوانديم..

اين روزها همه سردرد داريم.
هيجان لوكس ترين اتفاق زندگيمان است.
و آهنگ خنده هايمان سر خوش و بي محابا نيست..

توقعي نيست...فقط...گاهي...دلم براي بعضي چيزها...بعضي سادگي هاي سابق(سابقي نه چندان دور)تنگ مي شود...همين.








پ.ن

چيزي ترسناك تر از بيماري هست آيا؟
و نياز مند تر از بيماران به دعا؟
و ماهرتر از دكتران اين مملكت؟






نويده


*********************************************************************

*و من گاهی خسته می شوم اما  نویسنده باید پر رو باشد و کم نیاورد . همه چیز که استعداد و توانایی نیست .

*و من امروز با تمام خستگی راه و سفر خودم را به همایش دین و مدرنیته (2) رساندم . و من ندانم که چرا غالبا 1 ها بهتر از 2 ها هستند .

*و من به شدت انکار می کنم که در دل من چیزی است ، مثل یک بیشه ی نور ، مثل خواب دم صبح .

*و من به شدت تصدیق می کنم که روزی  زمان آن می رسد تا حقیقت را با تمام تلخی اش لا جرعه بالا بکشم .

*و آدمی هی به خودش می گوید که دیگر واگویه های مخش را در وبلاگ نمی گذارد ، اما چون آدم است ، زیاد جدی اش نمی گیرم .

*و گویند ترنج نامجو هم مجوز گرفت و نتایج کنکور امشب اعلام می شود .

*و من قال ایتها الدختر ، اجمعی بساطک من هذا المکان قال قولا حقا ! 

 ف ا ط م ه

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 17:22  توسط ف.س + ن.م  |