دست خودم را مي گيرم
از خيابان رد مي شويم
با دست خودم
به رستوراني كه ماه ها پيش آمده بوديم
مي رويم
فضاي اينجا با رستورانهاي ديگر فرق مي كند
ناگهان ياد حرف دست هاي پشت پرده مي افتم
اينجا يك رستوران فضايي است
بدون مشتري
مي نشينيم
ناهيد و بهرام از راه مي رسند
كم كم سروكله ي مشتري هم پيدا مي شود
ناهيد و بهرام و ديگران
به زبان ماه صحبت مي كنند
نگاه مي كنم
يك پيش خدمت
به رنگ ماه
بالاي سر ما ايستاده است
با احترام مي پرسد
چه ماهي ميل داريد آقا؟
ماه هاي گذشته را مرور مي كنم
مي گويد :ماه مي خوب است؟
با يك حساب سرانگشتي با دست هايم
مي گوييم نه
دوباره مي پرسد
دفعه ي پيش چه ماهي؟
يادم مي افتد
من يك ماه غم
و دست هايم يك ماه حسرت!
سرش را تكان مي دهد و با زبان بي زباني مي گويد
متاسفم آقا
فقط ماه مي
دوباره ياد حرف دست هاي پشت پرده مي افتم
بلند مي شويم
ناهيد و بهرام و مشتري ها به ما مي خندند
با دست خودم از رستوران برمي گرديم
با دست خودم از خيابان
رد مي شويم
حالا مي فهمم
بعد از دو ماه غم و حسرت
هرچه كشيدم
از دست تو بود
نويده
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:17  توسط ف.س + ن.م
چرا فرهنگ غرب و شرق گاه اينقدر متفاوته؟
مراسم تشييع جتازه شون با سكوت كامل برگزار ميشه ، با بهترين لباس هاشون و بيشترين آراستگي.
ما،كه به "انالله و انا اليه راجعون" اعتقاد داريم ، چنان توي سرو صورتمون مي زنيم و عربده مي كشيم كه انگار طرف رو دارن مي برن نزد شياطين . چرا اين قدر توي ماده و جسم باقي مونديم ماها؟
هميشه وقتي tv مراسم تشييع خميني رو نشون ميده ، فوري ذهنم با مراسم تشييع پاپ كه همين چند سال پيش بود مقايسه اش مي كنه. خونه نازي داشتيم live مي ديديم . همه(يه جمعيت خيلي زياد) مثل بچه آدم ساكت و با احترام وايساده بودن ، تابوت رو كه از بين جمعيت رد مي كردن همه فقط لاينقطع و آروم دست مي زدن براش و اشك مي ريختن! حالا ما ، زير دست و پا خفه ميشيم ، يقه پاره مي كنيم ،مي زنيم تو سرمون..نعره...وااااااااي...ووووووووي.... زشته كارامون!آرام نيستيم...حب و بغضي ايم به قولش...كنترل حركات و احساساتمون پايينه!...با تشكر...
نويده
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
این یک پیام کوتاه است
خرس بزرگ اون چیزی که واقعا دوست داشتنیه , هیچ وقت تموم نمیشه . این دنیام که تموم بشه ، باقیه .
فاطمه
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 10:57  توسط ف.س + ن.م
ديدي مهموني هم افاقه نكرد؟ديدي اون همه خنديدنم به دردمون نخورد؟ديدي تند روندن با ونجليس هم كاري پيش نبرد؟ديدي؟...آخرش وقتي ساعت 00:00 ميري جلو آيينه كه گردنبندتو باز كني ، وقتي چشمت ميفته تو چشماي خودت ، ديگه نه اثري از اون خنده ها باقي مي مونه،نه اون خوش گذشتن ها،نه هيچ چيز ديگه..ما حالمان دست خودش نيست..ما را درمان مشخصي نيست..اين روان شناسي ها و راه هاي شاد زيستن كشكي بيش نيست.
(توضيح اول و آخر:يكي ندونه فكر مي كنه چه پارتي اي بودم و اينا..از اين خبر ها نيست..)
نويده
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:10  توسط ف.س + ن.م
|
(اينجا كلاس حسين.س است ،او الآن دارد حرف مي زند.)
در نظام هاي سياسي - اجتماعي بسته ، افراد از همان دوران كودكي دوگانه رفتار كردن را مي آموزند ، چون مي دانند در صورتي كه نظر و فكر واقعيشان را بگويند ، تنبيه خواهند شد . در جامعه ي ايران فيتيشيسم رايج است ، يعني همه ظاهر را حفظ مي كنند و در درون اين گونه نيستند (اين همه تعارف هم مصداقي از اين مطلب است )
افراد در جوامعي مثل ايران اكثرا" درون گرا و پيچيده هستند ، اما در جوامع پيشرفته برون گرا هستند و به راحتي احساس و نظر واقعي شان را مطرح مي كنند .
افراد در جوامعي مثل ايران در قبال جوجه كباب هوشياري كامل نشان مي دهند ، اما در قبال غذاي روح(مثلا" سر كلاس ها)مدام خميازه مي كشند . افراد در اينجا اگر استاد نيايد خيلي خوشحال شده و هيچ مشكلي احساس نمي كنند ، اما همين ها اگر يك روز سلفشان به راه نباشد نرده هاي دانشگاه را در مي آورند از جا .
ما از همان بچگي كينه و "يا من، يا او" را به جاي "هم من ،هم او" در وجود بچه هايمان نهادينه مي كنيم .
(اينجا حسين.س حالت مادر بچه را برايمان بازي مي كند كه قاشق غذا را نزديك دهان برادر بچه مي كند و مي گويد: الآن ميدم برادرش بخوره ها ، نخوري ميدم به اونا ، يا تو بخور يا ميدم به اونا...آفرين ، بددو بخور ، و بچه تحريك شده و دهانش را باز كزده و غذا را مي خورد)
ما مثل بچه ي تقسي مي مانيم كه چون برنده نشده ايم مي خواهيم بازي را به هم بزنيم ، ايران مرتب نظام بين الملل را زير سؤال مي برد و در پي تغيير آن است . در حاليكه خودش در نظام داخلي دچار مشكل است.
ما مدام از نابودي امريكا مي گوييم ، خوب بعد از اين نابودي چه مي شود؟! چه چيزي نصيب ايران مي شود؟ما بايد به فكر قدرت يافتن باشيم ، نظام بين الملل ، نظام بازي قدرت است ، قدرت ، حرف اول را مي زند .
دوست داريم همه جا سري از سرها در آوريم ، واقع گرا عمل نمي كنيم ، سورئاليستي فكر مي كنند رهبران ما، فلسطيني ها با اسرائيل از در صلح و مذاكره در مي آيند ، ما خودمان را نوك پيكان قرار مي دهيم و مي گوييم اسرائيل بايد محو شود . ما پول نفت به حماس مي دهيم و دبيرش حاكميت ارضي ما را به رسميت نمي شناسد. ما ياران استراتژيك خود را نشناخته ايم.
......
توضيحات:
توضيح اول.با تصرف و تلخيص و تحريف .
توضيح دوم.كلاس هاي حسين را دوست دارم .هر چند خيلي چيزها را نمي فهمم.اين ها حرف هاي راحتش هستند ، چون مصداقي اند . مفهومي هايش پيچده اند .وقتي او مي زند توي خط فلسفي ما مخ درد مي گيريم . حسين به ما گفته كشمش بياوريم سر كلاس و بخوريم تا مخ هايمان بكشد.
توضيح سوم.اين حرف ها بي نظم پشت سر هم رديف شده اند ، هر چه به ذهنم رسيد نوشته ام ، همين جوري.
توضيح آخر.مي خواستم يه كم حرف هاي ديگرش را هم بنويسم ، اما ياد آن بنز سياه افتادم كه مي آيد آدم را مي برد. درود بر اطلاعاتي هاي مهربان وطن،درود.
نويده
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:50  توسط ف.س + ن.م
شرط مي بندم يكي از عذابايي كه خدا تو جهمنم براي من در نظر خواهد گرفت ، هم سلولي شدن با يه سري بانوي خاله زنكه...از اينايي كه اگه حرف نزنن ، فوت ميشن . خدا نصيب نكنه خواهر . حتي يه ربع حرف زدن پاي تلفن باهاشون باعث ميشه حس كنم تن نازكم داره كهير مي زنه..خدا نياره خواهر!
نويده
=========================================================
,وقتی زمین می خوری دو حالت داره !
1. دیگه پا نمی شی .
2. اما اگه پا شدی قوی تری.
فاطمه
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 17:16  توسط ف.س + ن.م