از همین جا بر خودم واجب می بینم به اون آقایی که ازم مصاحبه ی عقیدتی کردند سلام و خسته نباشید بگم.چون آدرس وبلاگم رو خواستند و بنده هم فارغ از هرگونه آشنایی با سیاست تقیه آدرس رو عرض کردم و بدین ترتیب واجد همه ی شرایط مردودی برای پذیرفته شدن از جانب آن مؤسسه ی محترم گردیدم. این روزها پشت هم توفیقات شامل حالم می شود و با دست خودم فرصت ها را به تهدید تبدیل می کنم.
زنده باد همه. یعنی نمیشه؟ خسته شدم از بس "مرگ بر" گفتند و کشتند و اصلاح کردند و با فحش و باتوم به راه راست هدایت کردند و از طریق شکنجه مفسدین رو به معنویت دعوت کردند.
ن.م
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
انتظار این لحظات را نداشتم .
خوشحالم که آمد ، نبرد و بازی را زودتر بر هم زد .
ناراحتم از دون بودن این روزگار که آدم ها را به سبعیت می کشاند .
ناگزیرم از بازگو کردن حرف هایی که نمی خواستم بزنم .
حتی نمی توانم باور کنم که مرگ و زندان و شکنجه در یک قدمی ماست به جرم مخالفت با کسی که تنها چیزی که دیگر برایش مهم نیست منافع ملی و حتی رعایت احکام اسلامی . .
دلم گرفته از تقدیری که بر ما عارض شد که پارس بود و نژاد آریایی .. سلسله ها از پس هم گذشتند و اسلام آمد و دو دسته و بلکه صدها دسته و فرقه و قوم و ..... شاهی بود .. پول نفت داشت و جبروتی پیدا کرد و گفت ما در قله توسعه ایم و زندانی سیاسی گرفت گفت "مخالفان من از طریق بی بی سی" هدایت می شوند و تا لحظه آخری که ایران را ترک کرد و بلکه تا آخر عمر قاطعانه بر این باور بود که انقلاب را آمریکا انگلیس به راه انداختند .... انقلابی شد که جمهوری می خواست و اسلامی هم به تنگش چسباندند و خدا می داند بعد از آن چه شد و چه کردند............
بسیار یاد می کنم عباس میرزاها و امیرکبیرها و مصدق ها و بازرگان ها موسوی ها را که بزرگ بودند.
دلم می سوزد برای رجایی ها چمران ها و همت ها و باکری ها که از همه مظلوم ترند هم جانشان گرفته شد از برای وطنشان هم فکرشان مصادره شد برای این بی صفتان و هم وجودشان دریغ شد از فرزندانشان و تمام فرزندان ایران .
سلامتی زندونیای بی ملاقاتیمون .
همین.
(قلمی شده بود به تاریخ ۲۸/۳/۸۸)
ف.س
