تبليغاتX
2gangsters

2gangsters

وقتی از وضع موجود ناراضی ای یا باید خودتو عوض کنی یا دنیاتو . اگه راه دوم سد بشه مجبور میشی افول کنی و خودت رو با وضعیتی که با استاندارد هات جور نیست تطبیق اجباری بدی . این یعنی استبداد.دوست ندارم سرنوشتم این باشه. نمی خوام آخر عمرم اگه یه شرح حالی از زندگیم خواستند بگم خلاصه میشه در غم نان و نام و آزادی. نمی خوام کشورم راه کره ی شمالی شدن رو با افتخار و غرور(مثل احمق ها) طی کنه. دلم می خواد سران کشورم بدونن جنگ چیز بدیه و این جور ماجراجویی ها و ضدیت با همه ی عالم و آدم راه به جایی نمی بره. دنیامون رو به بهانه ی دینمون گرفتند، حالا متعجبم از دین و دنیایی که داریم..متعجب، متأسف، کمی بهت زده و به مقدار لازم افسرده.

از همین جا بر خودم واجب می بینم به اون آقایی که ازم مصاحبه ی عقیدتی کردند سلام و خسته نباشید بگم.چون آدرس وبلاگم رو خواستند و بنده هم فارغ از هرگونه آشنایی با سیاست تقیه آدرس رو عرض کردم و بدین ترتیب واجد همه ی شرایط مردودی برای پذیرفته شدن از جانب آن مؤسسه ی محترم گردیدم. این روزها پشت هم توفیقات شامل حالم می شود و با دست خودم فرصت ها را به تهدید تبدیل می کنم.

زنده باد همه. یعنی نمیشه؟  خسته شدم از بس "مرگ بر" گفتند و کشتند و اصلاح کردند و با فحش و باتوم به راه راست هدایت کردند و از طریق شکنجه مفسدین رو به معنویت دعوت کردند.

 

 

ن.م

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

انتظار این لحظات را نداشتم .

خوشحالم که آمد ، نبرد  و بازی را زودتر بر هم زد .

ناراحتم از دون بودن این روزگار که آدم ها را به سبعیت می کشاند .

ناگزیرم از بازگو کردن حرف هایی که نمی خواستم بزنم .

حتی نمی توانم باور کنم که مرگ و زندان و شکنجه در یک قدمی ماست  به جرم مخالفت با کسی که تنها چیزی که دیگر برایش مهم نیست منافع ملی و حتی رعایت احکام اسلامی . .

دلم گرفته از تقدیری که بر ما عارض شد که پارس بود و نژاد آریایی .. سلسله ها از پس هم گذشتند و اسلام آمد و دو دسته و بلکه صدها دسته و فرقه و قوم و ..... شاهی بود .. پول نفت داشت و جبروتی پیدا کرد و گفت ما در قله توسعه ایم  و زندانی سیاسی گرفت گفت "مخالفان من از طریق بی بی سی" هدایت می شوند و تا لحظه آخری که ایران را ترک کرد و بلکه تا آخر عمر قاطعانه بر این باور بود که انقلاب را آمریکا انگلیس به راه انداختند .... انقلابی شد که جمهوری می خواست و  اسلامی هم به تنگش چسباندند و خدا می داند بعد از آن چه شد و چه کردند............

بسیار یاد می کنم عباس میرزاها و امیرکبیرها و مصدق ها و بازرگان ها موسوی ها را که بزرگ بودند.

دلم می سوزد برای رجایی ها چمران ها و همت ها و باکری ها که از همه مظلوم ترند هم جانشان گرفته شد از برای وطنشان هم فکرشان مصادره شد برای این بی صفتان و هم وجودشان دریغ شد از فرزندانشان و تمام فرزندان ایران .

سلامتی زندونیای بی ملاقاتیمون .

همین. 

(قلمی شده بود به تاریخ ۲۸/۳/۸۸)

ف.س

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 5:2  توسط ف.س + ن.م  |