تبليغاتX
2gangsters

2gangsters

یک گدای اومانیست. یک خیلی پیرزن.

"من آدمم، بهم پول بده"

هیجان زده میشم، به ابوالفضل قسمم نداد. بهش پول میدم.

 

ن.م نه:)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 23:25  توسط ف.س + ن.م 

به ابوسعید ابوالخیر میگن یه جماعت کثیر مشتاقی هستند که می خوان از محضرت فیض ببرن و کلی خواهان پامنبر نشستنت اند. بیا و براشون صحبت کن. مجلسی ترتیب میدن و جمعیت زیادی میان و مشتاق زل میزنن به دهان ابوسعید که حالا چه ها بگوید و چه آتشین سخن براند و نکات ظریف عنوان کند و اینها..ابوسعید جان، می گوید همه برخیزید و یک قدم به جلو بروید و بنشینید. جمعیت این کار را با زحمت و درهم لولیدن انجام میدهد. سپس ابوسعید می گوید:"همین!" حرف من تمام شد، سعی کنید در زندگی یک قدم برای خدا و خلق خدا به جلو برداربد. ابوسعید این را می گوید و از منبر پایین می آید و می رود.

قربون آدم زیادفهم و زیاد عمل و کم گو و بی ادا اطوار علمی-فلسفی-عرفانی..قربونش.

استاد ارشد باشی و زیاد حرف بزنی و خودت در کار خودت مانده باشی و حال مرا بهم بزنی و ..واقعا" بد است این.خیلی بد است.

ن.م

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 13:32  توسط ف.س + ن.م